نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1726. ریاضت نفس

وایم الله - یمینا أستثنی فیها بمشیئة الله - لاروضن نفسی ریاضة تهش معها الی القرص اذا قدرت علیه مطعوما، و تقنع بالملح مأدوما .
سوگند به خدا - سوگندی که در آن مشیت خدا را مستثنی می کنم - نفس خود را چنان ریاضت دهم که اگر برای خوراک خود به قرص نانی دست یابد، شاد گردد و از نان خورش به نمک قناعت کند. (1720)

1727. بر پروردگارت دلیر مشو!

ما جرأک علی ذنبک؟ و ما غرک بربک؟ و ما أنسک بهلکة نفسک؟ أما من دائک بلول، أم لیس من نومتک یقظة .
هان ای انسان؟ چه چیز و را بر گناهت دلیر کرد و چه چیز تو را به پروردگارت دلیر ساخت و چه چیز تو را با نابودی خودت مأنوس و دمخور کرد؟ مگر درد تو دوایی ندارد؟ یا خواب تو را بیداری نیست؟ (1721)

1728. همرهان نفس

کل نفس معها سائق و شهید: سائق یسوقها الی محشرها؛ و شاهد یشهد علیها بعملها .
با هر نفسی، راننده ای است و گواهی؛ راننده او را به سوی محشرش می راند و گواه به کارهایی که کرده است، گواهی می دهد. (1722)