نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1700. نتیجه قلب آگاه

الناظر بالقلب، العامل بالبصر، یکون مبتدأ عمله أن یعلم: أعمله علیه أم له؟! فان کان له مضی فیه، و ان کان علیه وقف عنه .
کسی که با بینایی دلش می نگرد و با بصیرت عمل می کند، آغاز کارش این است که باید بداند آیا عمل او به ضرر اوست یا به نفع او. اگر به سود اوست حرکت خود را انجام بدهد و اگر به زیان اوست از حرکت در مسیری که به زیان او می انجامد باز ایستد. (1694)

1701. زنده دلی

اعلموا! أنه لیس من شی ء الا و یکاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاة فانه لا یجد فی الموت راحة. و انما ذلک بمنزلة الحکمة التی هی حیاة للقلب المیت، و بصر للعین العمیاء، و سمع للاذن الصماء .
بدانید! که هیچ چیزی در این دنیا وجود ندارد مگر این که صاحبش از آن سیر می شود (و با تکرار و استمرارش) به ملالت خاطر دچار می گردد، مگر از زندگی؛ زیرا شخص زنده را راحتی را در مرگ نمی بیند و جز این نیست که بیم از مرگ به منزله حکمت است که حیات قلب مرده است و بینایی است برای چشم نابینا و شنوایی است برای گوش کر. (1695)

1702. بیماری دل

لو فکروا فی عظیم القدرة و جسیم النعمة، لرجعوا الی الطریق، و خافوا عذاب الحریق، ولکن القلوب علیلة، والبصائر مدخولة .
اگر انسان ها در عظمت خداوند و بزرگی نعمت او می اندیشیدند، قطعا به راه راست (که از آن منحرف شده اند) برمی گشتند، ولی دل ها بیمار است و دیده ها مختل. (1696)