نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1698. آماده ساختن گوش دل

انما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمة، یستضی ء به من ولجها. فاسمعوا أیها الناس! وعوا و أحضروا آذان قلوبکم تفهموا .
جز این نیست که مثل من میان شما مانند چراغ در تاریکی است، آن کسی که به حیطه روشنایی آن داخل شود، از نور آن برخوردار گردد. بشنوید ای مردم! و بپذیرید و گوش های دل را نزدیک کنید و بفهمید! (1692)

1699. شگفتی دل آدمی

لقد علق بنیاط هذا الانسان بضعة هی أعجب ما فیه و ذلک القلب .
همانا به رگی از رگ های تن آدمی پاره گوشتی آویخته است که عجیب ترین اعضاء اوست و آن دل اوست. (1693)

1700. نتیجه قلب آگاه

الناظر بالقلب، العامل بالبصر، یکون مبتدأ عمله أن یعلم: أعمله علیه أم له؟! فان کان له مضی فیه، و ان کان علیه وقف عنه .
کسی که با بینایی دلش می نگرد و با بصیرت عمل می کند، آغاز کارش این است که باید بداند آیا عمل او به ضرر اوست یا به نفع او. اگر به سود اوست حرکت خود را انجام بدهد و اگر به زیان اوست از حرکت در مسیری که به زیان او می انجامد باز ایستد. (1694)