نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1695. طبیب عالمیان

طبیب دوار بطبه، قد أحکم مراهمه، و أحمی مواسمه؛ یضع ذلک حیث الحاجة الیه؛ من قلوب عمی، و آذان صم، و ألسنة بکم؛ متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحیرة .
(پیامبر) طبیبی است با طب خود سخت به دنبال نیازمندان به طبابت روحی می گردد. مرهم های شفابخش خود را محکم نموده و وسایل داغ کرددن را گرم کرده. این طبیب مداوای حاذقانه خود را در هر مورد که نیاز باشد، از دل های کور و گوش های کر و زبان های لال، با دوای تعبیه شده ای (برای بیمار) دارد. در جستجوی موارد غفلت و جایگاه های حیرت است. (1689)

1696. نادانی دل

ما کل ذی قلب بلبیب، و لا کل ذی سمع بسمیع؛ و لاکل ذی ناظر ببصیر .
(بدانید که) هر صاحب قلبی از خرد برخوردار نیست، (چنان چه) هر دارنده گوشی شنوا نبوده و هر ناظری بینا نیست. (1690)

1697. خوی وحشی در دل مردان

قلوب الرجال وحشیة، فمن تألفها أقبلت علیه .
دل های مردان همچون حیوانات وحشی است، هر کس از در مهر درآید با او الفت گیرند. (1691)