نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1693. دلیل دل مردگی

من عشق شیئا أعشی بصره، و أمرض قلبه، فهو ینظر بعین غیر صحیحة، و یسمع بأذن غیر سمیعة، قد خرقت الشهوات عقله و أماتت الدنیا قلبه .
هر کس که به چیزی عشق بورزد، بینایی اش را مختل و قلبش بیمار می شود. (این عاشق که بینایی و دل را از دست داده است) با چشمی مختل می نگرد و با گوشی ناشنوا می شود، شهوات، عقل این عاشق خودباخته را ضایع و دنیا قلبش را میرانده است. (1687)

1694. انحراف دل

یأتی بعد ذلک طالع الفتنة الرجوف، و القاصمة الزحوف، فتزیع قلوب بعد استقامة، و تضل رجال بعد سلامة !
طلایه فتنه اضطراب انگیز و شکننده و خزنده (از راه) می رسد، پس دل هایی که پیش از آن با استقامت بودند می لغزند و مردانی پس از سلامت نفس گمراه می گردند. (1688)

1695. طبیب عالمیان

طبیب دوار بطبه، قد أحکم مراهمه، و أحمی مواسمه؛ یضع ذلک حیث الحاجة الیه؛ من قلوب عمی، و آذان صم، و ألسنة بکم؛ متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحیرة .
(پیامبر) طبیبی است با طب خود سخت به دنبال نیازمندان به طبابت روحی می گردد. مرهم های شفابخش خود را محکم نموده و وسایل داغ کرددن را گرم کرده. این طبیب مداوای حاذقانه خود را در هر مورد که نیاز باشد، از دل های کور و گوش های کر و زبان های لال، با دوای تعبیه شده ای (برای بیمار) دارد. در جستجوی موارد غفلت و جایگاه های حیرت است. (1689)