نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1692. دوای دل خسته

ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان؛ فابتغوا لها طرائف الحکم .
همانا این دل ها خسته و افسرده می شود، به همان گونه که بدن ها خسته و افسرده می گردند. پس برای آن ها، حکمت و دانش های تازه و دل نواز طلب کنید. (تا خستگی و افسردگی آن ها، برطرف شود). (1686)

1693. دلیل دل مردگی

من عشق شیئا أعشی بصره، و أمرض قلبه، فهو ینظر بعین غیر صحیحة، و یسمع بأذن غیر سمیعة، قد خرقت الشهوات عقله و أماتت الدنیا قلبه .
هر کس که به چیزی عشق بورزد، بینایی اش را مختل و قلبش بیمار می شود. (این عاشق که بینایی و دل را از دست داده است) با چشمی مختل می نگرد و با گوشی ناشنوا می شود، شهوات، عقل این عاشق خودباخته را ضایع و دنیا قلبش را میرانده است. (1687)

1694. انحراف دل

یأتی بعد ذلک طالع الفتنة الرجوف، و القاصمة الزحوف، فتزیع قلوب بعد استقامة، و تضل رجال بعد سلامة !
طلایه فتنه اضطراب انگیز و شکننده و خزنده (از راه) می رسد، پس دل هایی که پیش از آن با استقامت بودند می لغزند و مردانی پس از سلامت نفس گمراه می گردند. (1688)