نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1683. هر که دلی را شاد کند

والذی وسع سمعه الاصوات، ما من احد أودع قلبا سرور الا و خلق الله له من ذلک السرور لطفا. فاذا نزلت به نائبة جری الیها کالماء فی انحداره حتی یطردها عنه کما تطرد غریبة الابل .
سوگند به آن که همه آواها را می شنود هیچ کس دلی را شادمان نسازد مگر آن که خداوند از آن شادمانی لطفی بیافریند و بدان گاه که گرفتاری و مصیبتی بدو رسد آن لطف، همچون آبی که در نشیب روان گردد، به سوی آن مصیبت و گرفتاری سرازیر شود و آن را از او دور گرداند. همچنان که شتر غریبه (از میان رمه شتران) رانده می شود. (1677)

1684. لوح دیدگان

القلب مصحف البصر.
قلب، لوح چشم است. (هر چه را چشم بیند، دل آن را ثبت می کند). (1678)

1685. پرده دل

من کتاب له الی معاویة -: انک - والله - ما علمت - الاغلف القلب المقارب العقل .
در نامه ای به معاویه می فرماید: به خدا سوگند، من تو را این طور شناخته ام که قلبت از درک بازمانده و فکرت ضعیف است. (1679)