نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1630. شنیدن آرای گوناگون

لعبدالله بن العباس و قد أشار علیه فی شی ء لم یوافق رأیه -: لک أن تشیر علی و أری، فان عصیتک فأطعنی .
به عبدالله بن عباس که آن حضرت را به چیزی راهنمایی کرد که با نظر ایشان سازگاری نداشت، فرمود: تو حق داری نظرت را به من بگویی و من هم نظر خاص خود را دارم. بنابراین اگر بر خلاف تو عمل کردم از من پیروی کن! (1624)

1631. سودمندنبودن رأی

لا تستعموا الرأی فیما لا یدرک قعره البصر، و لا تتغلغل الیه الفکر .
در مسائل و موضوعاتی که بینش به ژرفایشان راه نمی برد و اندیشه به آن ها دسترسی ندارد، رأی خود را به کار نگیرید. (1625)

1632. بخیل را در مشورت داخل مگردان!

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر -: لا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر، و لا جبانا یضعفک عن الامور، و لا حریصا یزین لک الشره بالجور .
در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می نویسد: در مشورت خود بخیل را داخل مگردان؛ زیرا او تو را از نیکی و بخشش کردن بازمی دارد و از تنگدستی می ترساند؛ و نه ترسو را، چه او تو را در اقدام به کارها سست می کند و نه آزمند را، چون آزمند ستمگری را در نظرت زیبا جلوه می دهد.(1626)