نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1629. شریک عقل بزرگان

من استبد برأیه هلک، و من شاور الرجال شارکها فی عقولها .
هر که استبداد ورزد نابود شود و هر که با بزرگان مشورت کند، در عقلشان شریک گردد. (1623)

1630. شنیدن آرای گوناگون

لعبدالله بن العباس و قد أشار علیه فی شی ء لم یوافق رأیه -: لک أن تشیر علی و أری، فان عصیتک فأطعنی .
به عبدالله بن عباس که آن حضرت را به چیزی راهنمایی کرد که با نظر ایشان سازگاری نداشت، فرمود: تو حق داری نظرت را به من بگویی و من هم نظر خاص خود را دارم. بنابراین اگر بر خلاف تو عمل کردم از من پیروی کن! (1624)

1631. سودمندنبودن رأی

لا تستعموا الرأی فیما لا یدرک قعره البصر، و لا تتغلغل الیه الفکر .
در مسائل و موضوعاتی که بینش به ژرفایشان راه نمی برد و اندیشه به آن ها دسترسی ندارد، رأی خود را به کار نگیرید. (1625)