نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

بحش چهاردهم: گذشت

1584. گذشت

من کتابه علیه السلام للاشتر لما ولاه مصر -: و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم أکلهم فانهم صنفان: اما أخ فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یؤتی علی أیدیهم فی العمد و الخطا، فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی أن یعطیک الله من عفوه و صفحه... و لا تندمن علی عفو، و لا تبجحن بعقوبة .
در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می فرماید: نسبت به آنان حیوان درنده ای مباش که خوردنشان را غنیمت شماری؛ زیرا مردم دو گروه اند: یا برادر دینی تواند، یا همنوع تو، که از ایشان لغزش سر می زند و در معرض درد و گرفتاری قرار دارند و دانسته و ندانسته مخالفت می کنند. بنابراین، همان گونه که خود دوست داری خداوند تو را ببخشاید و از خطاهایت درگذرد، تو نیز آنان را ببخش و از خطاهایشان درگذر... از بخشش و گذشت هرگز پشیمان مباش و از کیفردادن خوشحالی مکن. (1579)

1585. جایگاه گذشت

متی أشقی اذا غضبت؟ حین أعجز عن الانتقام فیقال لی: لو صبرت؟ ام حین أقدر علیه فیقال لی: لو عفوت .
آن گاه که در خشم می آیم، که آتش خشم خود را فرو نشانم؟ آیا آن گاه که قدرت برگرفتن انتقام ندارم و به من گفته می شود: بهتر است صبر کنی، یا بدان هنگام که توانایی انتقام دارم و به من گفته می شود: بهتر است گذشت کنی؟ (1580)