نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1570. حفظ زبان

الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به؛ فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه، فاحزن لسانک کما تخزن ذهبک و ورقک. فرب کلمة سلبت نعمة و جلبت نقمه .
تا نگفته ای سخن را در بند خود داری و چون گفتی خود را در بند سخن انداختی، بنابراین زبانت در خزینه حفظ کن، چون زر و سیمت. چه بسا یک کلمه نعمتی را برباید و نقمت و بلایی را بیاورد. (1565)

1571. گفتار و کردار

من علم أن کلامه من عمله، قل کلامه الا فیما یعینه .
هر که بداند که گفتارش از کردار او است (و بازخواست خواهد شد) کم گوید مگر در آن چه به کارش آید. (1566)

1572. نهی از زخم زبان

لا تجعلن درب لسانک علی من أنقطک، و بلاغة قولک علی من سددک .
بر آن کس که تو سخن آموخت زخم زبان مزن، به آن کس که تو را بلاغت آموخت رسایی گفتار خویش منما. (1567)