نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1536. اهمیت حلال و حرام

أما بعد یا ابن حنیف! فقد بلغنی أن رجلا من فتیه أهل البصرة دعاک الی مأدبة فأسرعت الیها تستطاب لک الالوان، و تنقل الیک الجفان. و ما ظننک أنک تجیب الی طعام قوم، عائلهم مجفو. و غنیهم مدعو. فانظر الی ما تقضمه من هذا المقضم، فما اشتبه علیک علمه فالفظه، و ما أیقنت بطیب وجوهه فنل منه .
در نامه ای به عثمان بن حنیف، کارگزار خود را در بصره، می فرماید: ای پسر حنیف! به من خبر رسیده که مردی از جوانان بصره تو را به ولیمه ای دعوت کرده و تو به آن شتافته ای... پس، بنگر که بر سر این سفره بر چه غذایی دندان می نهی، آن چه را که حلال و حرامش بر تو آشکار نیست، از دهان بیرون افکن و آن چه را به پاکی راه های فراهم آوردنش یقین داری بخور. (1531)

1537. خوشا به آن که...

طوبی لمن ذل نفسه، و طاب کسبه، و صلحت سربرته، و حسنت خلیقته، و أنفق الفضل من ماله، و أمسک الفضل من لسانه .
خوشا به حال کسی که در پیش خود فروتن باشد و کسب و کارش را پاک و درونش را صالح و خرج و اخلاقش را شایسته نمود، از مازاد بر مصرف زندگی انفاق کند و زبانش را از باده گویی حفظ کرد. (1532)

1538. اخلاق و فداکاری

یا کمیل! مر أهلک أن یروحوا فی کسب المکارم، و یدلجوا فی حاجة من هو نائم .
ای کمیل! به خانواده خود فرمان ده که دو روز به دنبال کسب مکارم اخلاق روند و در شب نیاز کسی را که خفته است برآورند. (1533)