نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1531. حق یقین

هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، و استلانوا ما استعوره المترفون، و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبوا الدنیا بأبدان أرواحها معلقة بالمحل الاعلی. أولئک خلفاءالله فی أرضه، و الدعاة الی دینه. آه آه شوقا الی رؤیتهم !
علم با حقیقت بینایی به آنان روی آورد و آنان با روح یقین با آن ارتباط برقرار نمودند و آن چه که خودکامگان مشکل دیده اند برای آنان آسان بوده و با آن چه نادانان از آن وحشت کرده اند انس و الفت گرفتند و با این دنیا با بدن هایشان ارتباط برقرار کردند، در حالی که ارواح آنان از محل اعلا آویزان است. آنان هستند جانشینان خداوندی در روی زمین و دعوت کنندگان به دینش. آه آه چه اشتیاقی به دیدار آنان دارم! (1526)

1532. راسخ در دین

انی لعلی یقین من ربی، و غیر شبهة من دینی .
من به پروردگارم یقین دارم و در دین و آیین خود گرفتار شبهه نیستم. (1527)

1533. بالاترین پارسایی

لا ورع کالوقوف عند الشبهة.
هیچ گونه پارسایی همچون پرهیز از شبهات نیست. (1528)