نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1530. شناخت حوادث و پندآموزی از آن

الیقین منها (من دعائم الایمان) علی أربع شعب: علی بصره الفطنة، و تأول الحکمة، و موعظة العبرة؛ و سنة الاولین: فمن تبصر فی القطنة تبینت له الحکمة؛ و من تبینت له الحکمة عرف العبرة؛ و من عرف العبره فکأنما کان فی الاولین .
یقین (که از پایه های ایمان است) بر چهار شعبه است: بر بینایی هوش، درک حقایق، پندآموزی از حوادث عبرت آور و توجه به روش پیشینیان. کسی که هوش بینا دارد، دقایق امور برایش روشن می شود که دقایق امور برایش روشن شد، حوادث پندآور را بشناسد و کسی که حوادث پندآور را شناخت، گویا تجربه آموخته است. (1525)

1531. حق یقین

هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، و استلانوا ما استعوره المترفون، و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبوا الدنیا بأبدان أرواحها معلقة بالمحل الاعلی. أولئک خلفاءالله فی أرضه، و الدعاة الی دینه. آه آه شوقا الی رؤیتهم !
علم با حقیقت بینایی به آنان روی آورد و آنان با روح یقین با آن ارتباط برقرار نمودند و آن چه که خودکامگان مشکل دیده اند برای آنان آسان بوده و با آن چه نادانان از آن وحشت کرده اند انس و الفت گرفتند و با این دنیا با بدن هایشان ارتباط برقرار کردند، در حالی که ارواح آنان از محل اعلا آویزان است. آنان هستند جانشینان خداوندی در روی زمین و دعوت کنندگان به دینش. آه آه چه اشتیاقی به دیدار آنان دارم! (1526)

1532. راسخ در دین

انی لعلی یقین من ربی، و غیر شبهة من دینی .
من به پروردگارم یقین دارم و در دین و آیین خود گرفتار شبهه نیستم. (1527)