نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1417. بی اعتنایی علی (ع) به دنیا

(الی عثمان بن حنیف): ألا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه، ألا و انکم لا تقدرون علی ذلک، و لکن أعیونی بورع و اجتهاد، و عفة و سداد .
(به عثمان بن حنیف): آگاه باش که امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از خوردنی هایش به دو قرص نان اکتفا کرده، بدانید که شما چنین نتوانید کرد، اما با پارسایی و کوشش و پاکدامنی و درستی مرا یاری کنید. (1412)

1418. احوال انسان بی اعتنا به دنیا

ان الزاهد فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا، و یشتد حزنهم و ان فرحوا، و یکثر مقتهم أنفسهم و ان اعتبطوا بما رزقوا .
همانا بی اعتنایان به دنیا، دل هایشان گریان است، هر چند در ظاهر بخندند و اندوهشان سخت است، هر چند اظهار شادی کنند و از نفس های خویش بسیار در خشم اند، هر چند از آن چه روزیشان شده شادند. (1413)

1419. ناچیزی دنیا

و لالفیتم دنیاکم هذه أزهد عندی من عفطة عنز !
این دنیای شما نزد من از آب بینی یک بز هم ناچیزتر است. (1414)