نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1415. چراغ های هدایت

فی التزهید فی الدنیا -: و ذلک زمان لا ینجو فیه الاکل مومن نومة، ان شهد لم یعرف، و ان غاب لم یفتقد اولئک مصابیح الهدی .
و آن (آخرالزمان) زمانی است که نجات پیدا نمی کند در آن مگر هر مؤمنی که گمنام زندگی می کند و اگر در میان جمع حاضر باشد، شناخته نشود و اگر غایب شود جستجویش نکند. آنان هستند چراغ های هدایت و علامت راهنما برای حرکت در شب (به سوی هدف های الهی). (1410)

1416. ترس پیامبر برای امت

و لقد قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله: انی لا أخاف علی امتی مؤمنا و لا مشرکا؛ أما المؤمن فیمنعه الله بایمانه، و أما المشرک فیقمعه الله بشرکه، و لکنی أخاف علیکم کل منافق الجنان عالم اللسان، یقول ما تعرفون، و یفعل ما تنکرون .
پیامبر خدا به من (علی علیه السلام) فرمود: من برای امت خود از مومن و نه از مشرک هراسی ندارم؛ زیرا خداوند مومن را به وسیله ایمان از خطاها و انحرافات بازمی دارد و مشرک را به جهت شرکش ریشه کن می سازد. ولی من درباره شما از کسی می ترسم که در دل منافق و در زبان عالم باشد، آن چه را که شما می دانید و به آن عمل می کنید به زبان می آورد و آن چه را که شما منکرید (و نمی پذیرید) انجام می دهد. (1411)

1417. بی اعتنایی علی (ع) به دنیا

(الی عثمان بن حنیف): ألا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه، ألا و انکم لا تقدرون علی ذلک، و لکن أعیونی بورع و اجتهاد، و عفة و سداد .
(به عثمان بن حنیف): آگاه باش که امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از خوردنی هایش به دو قرص نان اکتفا کرده، بدانید که شما چنین نتوانید کرد، اما با پارسایی و کوشش و پاکدامنی و درستی مرا یاری کنید. (1412)