نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1388. یاری در زهد

الی عثمان بن حنیف ألا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه، ألا و انکم لا تقدرون علی ذلک، و لکن أعیونی بورع و اجتهاد، و عفة و سداد .
به عثمان به حنیف: همانا پیشوایتان از تمام دنیا به همین دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است، آگاه باشید! شما نمی توانید چنین باشید! (مانند من) ولیکن مرا در پارسایی و تلاش و پاکدامنی و پیمودن راه صحیح یاری کنید. (1383)

1389. سخن و اندیشه مؤمن

المؤمن اذا أراد ان یتکلم بکلام تدبره فی نفسه، فان کان خیرا أبداه، و ان کان شرا واراه .
مومن هرگاه بخواهد سخن بگوید نخست در خود اندیشه می کند، پس اگر نیک بود اظهار می دارد و اگر بد باشد پنهانش می کند. (1384)

1390. حال زاهدان در دنیا

ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا، و یشتد حزنهم و ان فرحوا .
زاهدان در دنیا، قلبشان می گرید گرچه بخندند، اندوهشان شدید است، گرچه مسرورند. (1385)