نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1351. وفا به پیمان الهی

الوفاء لاهل الغدر غدر عند الله، و الغدر بأهل الغدر وفاء عند الله .
وفا با پیمان شکنان، پیمان شکنی است در نزد خدا و پیمان شکنی با پیمان شکنان، وفاداری است در نزد خدا. (1346)

1352. امین مشمار!

لا تأمنن ملولا.
شخص به ستوه آمده و رنجیده را امین مشمار. (1347)

1353. معاویه خیانتکار

والله ما معاویة بأدهی منی، ولکنه یغدر و یفجر. و لولا کراهیة الغدر لکنت من أدهی الناس، و لکن کل غدره فجرة، و کل فجرة کفرة. و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامة. والله ما أستغفل بالمیکدة، و لا أستغمز بالشدیدة .
به خدا سوگند، که معاویه از من زیرک تر نیست، اما او دست به پیمان شکنی و معصیت می آلاید و اگر نبود که خیانت و عهدشکنی زشت و نارواست، بی گمان من زیرک ترین مردمان بودم. اما هر خیانتی گناه است و هر گناهی نوعی کفر و در روز رستاخیز هر پیمان شکنی را پرچمی است که با آن شناخته می شود. به خدا سوگند، من غافلگیر نیرنگ (معاویه و امثال او) نمی شوم و در برابر ناتوان نمی گردم. (1348)