نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1348. وفای به عهد

فی عهده للاشتر -: و ان عقدت بینک و بین عدوک عقدة أو ألبسته منک ذمة، فحط عهدک بالوفاء، و ارع ذمتک بالامانة، و اجعل نفسک جنة دون ما أعطیت؛ فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس أشد علیه اجتماعا، مع تفرق أهوائهم و تشتت آرائهم، من تعظیم الوفاء بالعهود .
در عهدنامه اش به اشتر می فرماید: اگر با دشمن خود پیمانی بستی یا به او جامه زنهار و امان پوشاندی به پیمان خویش وفا کن و با امانت پیمانت را رعایت نما و خود را سپر زنهاری که داده ای گردان؛ زیرا مردم، با همه خواسته های گوناگون و آرای پراکنده ای که دارند، نسبت به هیچ فریضه ای از فرایض الهی همچون بزرگ شمردن وفای به پیمان ها چنان سخت همداستان نیستند. (1343)

1349. حفظ امانت زمامداران

و تحفظ من الاعوان؛ فان أحد منهم بسط یده الی خیانة اجتمعت بها علیه عندک أخبار عیونک اکتفیت بذلک شاهدا، فبسطت علیه العقوبة فی بدنه، و أخذته بما أصاب من علمه. ثم نصبته بمقام المذلة، و سمته بالخیانة، و قلدته عار التهمة .
و معاونان خود را با دقت کامل زیر نظر بگیر، در آن هنگام که کسی از آنان دست به خیانت گشود و این خیانت را اخبار بازرسان مخفی تأیید کرد، از جنبه شهادت به آن اخبار اکتفا نموده و کیفر بدنی را برای او اجرا کن، و آن چه را که به دست آورده است از او بگیر و او را به موقعیت ذلت و خواری بکشان و با نشان خیانت او را مشخص نما و ننگ تهمت را بر گردنش بیاویز.(1344)

1350. لغزش ها و علت ها

لکل ضلة علة، و لکل ناکث شبهة
برای هر لغزشی علت و برای هر عهدشکنی بهانه ای است. (1345)