نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1315. صاحب صبری عظیم

من خطبته الشقشقیة -: طفقت أرتئی بین أن أصول بید جذاء أو أصبر علی طخیة عمیاء... فرأیت أن الصبر علی هاتا أحجی، فصبرت و فی العین قذی، و فی الحلق شجا... فصبرت علی طول المدة، و شدة المحنة .
در خطبه شقشقیه، می فرماید: با خود اندیشیدم که آیا با دست تنها حمله کنم یا آن که بر شر این تیرگی شکیبا باشم... دیدم که صبر در این جا خردمندانه تر است. پس صبر کردم در حالی که گویا در چشمانم خاشاک و در گلویم استخوانی است... در این مدت دراز و در این شدت غم و محنت صبر کردم. (1310)

1316. آن چه بردباری می آورد

الحلم و الاناة توأمان ینتجهما علو الهمة.
بردباری و وقار دو همزادند که مولود بلندهمتی هستند. (1311)

1317. تمرین بردباری

ان لم تکن حلیما فتحلم؛ فانه قل من تشبه بقوم، الا أوشک أن یکون منهم .
اگر بردبار نیستی خویشتن را بردبار جلو ده؛ زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و به زودی یکی از آنان نشود. (1312)