نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1287. حق همسایه

قال علیه السلام عند وفاته: الله الله فی جیرانکم، فانهم وصیة نبیکم. ما زال یوصی بهم، حتی ظننا أنه سیورثهم .
در هنگام وفات خویش فرمود: خدارا خدارا! درباره همسایگانتان که آنان سفارش شده پیامبر شمایند. پیامبر صلی الله علیه و آله پیوسته درباره همسایگان سفارش می کرد چندان که گمان بردیم آن ها را ارث بر قرار خواهد داد. (1282)

1288. نیاز خویشاوندی به دوستی

القرابة الی المودة، أحوج من المودة الی القرابة
خویشاوندی به دوستی نیازمندتر است تا دوستی به خویشاوندی. (1283)

1289. محبت به خویشاوندان

أیها الناس! انه لا یستغنی الرجل - و ان کان ذا مال - عن عترته، و دفاعهم عنه بأیدیهم و ألسنتهم، و هم أعطی الناس حیطة من ورائه، و ألمهم لشعثه، و أعطفهم علیه عند نازلة اذا نزلت به. و لسان الصدق یجعله الله للمرء فی الناس، خیر له من المال یرثه غیره
و منها: ألا لا یعدلن أحدکم عن القرابة یری بها الخصاصة أن یسدها بالذی لا یزیده ان أمسکه، و لا ینقصه ان أهلکه. و من یقبض یده عن عشیرته فانما تقبض منه عنهم ید واحدة و تقبض منهم عنه أید کثیرة؛ و من تلن حاشیته، یستدم من قومه المودة
ای مردم! هیچ کس هر اندازه هم ثروتمند باشد، از خویشان (ایل و عشیره) خود و حمایت عملی و زبانی آن ها از خویش بی نیاز نیست. آنان بزرگ ترین گروهی هستند که از انسان پشتیبانی می کنند و پراکندگی و پریشانی او را از بین می برند و در مصیبت ها و حوادثی که برایش پیش می آید بیش از همه به او مهربان و دلسوزند. نام نیکی که خداوند برای انسان در میان مردم پدید می آورد بهتر است از مال و ثروتی که وی برای دیگران باقی می گذارد.
هان! مبادا از خویشاوند نیازمند خود روی برتابید و از دادن اندک مال به او، که اگر ندهید چیزی بر ثروت شما نمی افزاید و اگر بدهید چیزی کم نمی شود، دریغ نکنید. هر که از خویشان خود دست کشد، یک دست از آنان بازگرفته، اما دست های فراوانی از خود کنار زده است و آن کس که با قوم و خویشان خود نرم خو و مهربان باشد، دوستی و محبت همیشگی آنان را به دست آورد. (1284)