نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1268. دوگونگی کار مردم دنیا

الناس فی الدنیا عاملان: عامل عمل فی الدنیا، قد شغلته دنیاه عن آخرته، یخشی علی من یخلفه الفقر، و یأمنه علی نفسه، فیفنی عمره فی منفعة غیره. و عامل عمل فی الدنیا لما بعدها، فجاءه الذی له من الدنیا بغیر عمل فأحرز الحظین معا، و ملک الدارین جمیعا، فأصبح وجیها عند الله، لا یسأل الله حاجة فیمنعه .
مردم در کارهای این دنیا بر دو نوع اند: یکی آن که عمل در دنیا برای دنیا انجام می دهد. دنیا او را از آخرت مشغول می سازد و او از فقر کسانی که پس از وی به جا می مانند (مثل اولاد) می ترسد. در عین حال بیمی از فقر برای خود ندارد. او عمر خود را در راه منفعت دیگری سپری می کند.
دیگری آن که در این دنیا عمل برای پس از این دنیا (ابدیت) انجام می دهد، پس آنچه نصیب او از دنیا بود نیاز به کوشش به سراغ او می آید، در نتیجه هم نصیب دنیا را می برد و هم نصیب آخرت را و هر دو سرای (فانی و باقی) را با هم به دست می آورد و در نتیجه در نزد خدا شریف و صاحب امتیاز می گردد و حاجتی را از خدا مسألت نمی کند که خداوند آن را به وی عطا نفرماید. (1263)

1269. کار با سرعت

ألا فاعملوا فی الرعبة کما تعلمون فی الرهبة
هان! در حال رغبت، همان گونه کار کنید که در حال ترس کار می کنید. (1264)

1270. ارزش کار

العمل العمل، ثم النهایة النهایة، والاستقامة الاستقامة، ثم الصبر الصبر، والورع والورع! ان لکم نهایة فانتهوا الی نهایتکم .
کار کنید و کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید، آن گاه شکیبایی ورزید و پارسا باشید. همانا شما را پایانی است، پس خود را به آن پایان (بهشت) رسانید. (1265)