نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1202. بی اهمیتی به قرآن

أنه سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شی ء أخفی من الحق، و لا أظهر من الباطل فالکتاب و أهله فی ذلک الزمان فی الناس و لیسا فیهم، و عهم و لیسا معهم! لان الضلالة لا توافق الهدی، و ان اجتمعا فاجتمع القوم علی الفرقه، و افترقوا علی الجماعة کانهم أئمة الکتاب و لیس الکتاب أمامهم، فه یبق عندهم منه الا اسمه، و لا یعرفون الا خطه و زبره .
قطعی است که پس از من روزگاری بر شما روی خواهد آورد که چیزی پوشیده تر از حق و آشکارتر از باطل وجود ندارد. در آن موقع کتاب خدا و مدافعان و معتقدان و عمل کنندگان به آن مطرود و مهجور از جامعه گشته، در ان روزگار کتاب خداوند و معتقدان و عمل کنندگان به آن، در میان مردم خواهند بود، ولی از ان ان نخواهند بود و با آنان دیده خواهند شد؛ ولی با آنان نیستند، زیراگمراهی با هدایت، توافق و هماهنگی ندارند! اگر چه درکنار یکدیگر دیده شوند. در ان هنگام مردم به پراکندگی و جدایی از یکدیگر، متفق می شوند و برای به دست آوردن اتفاق و اجتماع از یکدیگر جدا و پراکنده اند. گویی آنان هستند که پیشوایان قرآن اند نه این که قرآن پیشوای آنان باشد. نمانده است از قرآن در میان آنان مگر نامی از قرآن و نمی شناسند از آن کتاب الهی، مگر خط و حروف نوشته شده آن را. (1197)

1203. حق تلاوت

أشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا، لیس فیهم سلعة ابور من اکتاب اذا تلی حق تلاوته، و لا سلعة أنفق بیعاً و لا أغلی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه! .
از ملتی که در میان نادانان قرار گرفته اند به ناله افتاه ام، اینان گمراه جان می دهند، قرآنی که خوب تلاوت شود در نظرشان بی ارزش ترین چیز است و چیزی در نظرشان با ارزش تر از قرآن، آن موقعی که تحریفش کنند، نیست.(1198)

1204. تازگی قرآن

و لا تخلقة کثرة الرد، و ولوج السمع .
از حق و حقیقت نمی لغزند تا به سوی حق برگردانده شو. فراوانی ورود قران به گوش، آن را کهنه نمی گرداند. (1199)