نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1200. دژ استوار الهی

کتاب الله بین اظهرکم، ناطق لا یعیا لسانه، و بیت لا تهدم أرکانه، و عز لا تهزم أعوانه .
کتاب خدا در میان شما سخنگویی است که هرگز زبانش (از گفتن حق) خسته نمی شود و خانه ای است که هیچ گاه پایه های آن درهم نمی ریزد و نیرومندی است که یارانش شکست نمی خورند (1195)

1201. تمسک جویید به کتاب الهی!

علیکم بکتاب الله (فانه الحبل المتین)، و النور المبین، و الشفاء النافع... من قال به صدق، و من عمل به سبق .
تمسک جویید به کتاب خداوندی؛ زرا این کتاب، طنابی است محکم و نوری است آشکار، و شفایی است سودمند. هر کس به این کتاب الهی قایل شد، راست گفت و راست گرید و هر کس به آن عمل کرد بر دیگران سبقت جست. (1196)

1202. بی اهمیتی به قرآن

أنه سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شی ء أخفی من الحق، و لا أظهر من الباطل فالکتاب و أهله فی ذلک الزمان فی الناس و لیسا فیهم، و عهم و لیسا معهم! لان الضلالة لا توافق الهدی، و ان اجتمعا فاجتمع القوم علی الفرقه، و افترقوا علی الجماعة کانهم أئمة الکتاب و لیس الکتاب أمامهم، فه یبق عندهم منه الا اسمه، و لا یعرفون الا خطه و زبره .
قطعی است که پس از من روزگاری بر شما روی خواهد آورد که چیزی پوشیده تر از حق و آشکارتر از باطل وجود ندارد. در آن موقع کتاب خدا و مدافعان و معتقدان و عمل کنندگان به آن مطرود و مهجور از جامعه گشته، در ان روزگار کتاب خداوند و معتقدان و عمل کنندگان به آن، در میان مردم خواهند بود، ولی از ان ان نخواهند بود و با آنان دیده خواهند شد؛ ولی با آنان نیستند، زیراگمراهی با هدایت، توافق و هماهنگی ندارند! اگر چه درکنار یکدیگر دیده شوند. در ان هنگام مردم به پراکندگی و جدایی از یکدیگر، متفق می شوند و برای به دست آوردن اتفاق و اجتماع از یکدیگر جدا و پراکنده اند. گویی آنان هستند که پیشوایان قرآن اند نه این که قرآن پیشوای آنان باشد. نمانده است از قرآن در میان آنان مگر نامی از قرآن و نمی شناسند از آن کتاب الهی، مگر خط و حروف نوشته شده آن را. (1197)