نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1121. نافرمانی از خدا

من کلامه لاهل الکوفة -: أیها الشاهدة ابدانهم، الغائبه عنهم عقولهم، المختلفة اهواوهم، المبتلی بهم أمراوهم، صاحبکم یطیع الله و أنتم تعصونه، و صاحب أهل الشام یعصی الله و هم یطیعونه! .
در سخنان به کوفیان می فرماید: ای مردمی که پیکرهایشان پیداست و خردهایشان از وجود آنها رخت بر بسته است! خواهش ها و اهدافشان گونه گونه است، و امرایشان به آنها گرفتار شده اند. زمامدار شما خدا را فرمان می برد و شما او را نافرمانی می کنید و زمامدار شامیان خدا را نافرمانی می کند و آنها از او فرمان می برند! (1116)

1122. خیر از دیدگاه امام علیه السلام

سئل عن الخیر ما هو! فقال علیه السلام: لیس الخیر أن یکثر مالک و ولدک، ولکن الخیر أن یکثر علمک، و أن یعظم حلمک، و أن تباهی الناس بعبادة ربک .
از امام علیه السلام سئوال شده: خیر چیست؟
فرمود: خیر آن نیست که دارایی و فرزندت زیاد شود، بلکه خیر و خوبی آن است که دانشت افزون شود و حلم و بردباری ات بزرگ و ثابت گردد و بتوانی با پرستش پروردگارت در میان مردم فخر و مباهات کنی. (1117)

1123. عاقبت مطیعان تنبلی

من أطاع التوانی ضیع الحقوق، و من اطاع الواشی ضیع الصدیق .
هر کس مطیع سستی و سهل انگاری باشد (سهل انگاری بر او چیره گردد) حقوق و منافع خود را ضایع و تباه می سازد و کسی که از سخن چین اطاعت کند (و سخن او را بپذیرد) دوست خود را از دست می دهد. (1118).