نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1066. حقارت دنیا

فلتکن الدنیا فی أعینکم أصغر من حثاله القرظ، و قراضة الجلم
دنیا باید در دیده شما حقیرتر از پر کاه خشکیده و خرده های دم قیچی(1061) باشد.

1067. بهای جان آدمی

ألا حر یدع هذه اللماظة لاهلها؟أنه لیس لا نفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها
آیا آزاده ای نیست که این خرده ریزه های لای دندان ها (دنیا) را برای اهلش واگذارد؟ بدانید که جان های شما را بهایی جز بهشت نیست، پس آن ها را جز به این بها مفروشید. (1062)

1068. بی اهمیتی دنیا

دارها هانت علی ربها، فخط حلالها بحرامها، و خیرها بشرها، و حیاتها بموتها، و حلوها بمرها. لم یصفها الله تعالی لاولیائه، و لم یضن بها علی أعدائه
سرای دنیا نزد پروردگارش خوار و بی ارزش است و از این رو حلال آن را با حرامش آمیخت و خوبی اش را با بدی و زندگی اش را با مرگ و شیرینی آن با تلخی. خداوند بزرگ دنیا را برای دوستان خود صاف و گوارا نفرمود و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید. (1063)