نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1065. نظر بصیرت به دنیا

أنما الدنیا منتهی بصر الاعمی، لا یبصر مما وراءها شیئا، و البصیر ینفذها بصره، و یعلم أن الدار وراءها. فالبصیر منها شاخص، و الاعمی الیها شاخص. و البصیر منها متزود، و الا عمی لها متزود
همانا دنیا آخرین دیدرس کور است و فراتر از ان را نمی بیند؛ اما شخص بینا و با بصیرت نگاهش را از دنیا فراتر می برد و می داند که سرای حقیقی در ورای این دنیاست. پس بینا از آن دل برمی کند و کور به آن روی می کند. شخص با بصیرت ان توشه بر می دارد، کور برای ان توشه فراهم می آورد. (1060)

1066. حقارت دنیا

فلتکن الدنیا فی أعینکم أصغر من حثاله القرظ، و قراضة الجلم
دنیا باید در دیده شما حقیرتر از پر کاه خشکیده و خرده های دم قیچی(1061) باشد.

1067. بهای جان آدمی

ألا حر یدع هذه اللماظة لاهلها؟أنه لیس لا نفسکم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها
آیا آزاده ای نیست که این خرده ریزه های لای دندان ها (دنیا) را برای اهلش واگذارد؟ بدانید که جان های شما را بهایی جز بهشت نیست، پس آن ها را جز به این بها مفروشید. (1062)