نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1037. سرای خشم خدا

أقرب دار من سخط الله، و أبعدها من رضوان الله. فغضوا عنکم - عباد الله - غمومها و اشغالها لما قد أیقنتم به من فراقها و تصرف حالاتها
دنیا نزدیک ترین سرای است به خشم خدا و دورترین سرای از خشنودی خدا. پس ای بندگان خدا! از گرفتاری ها و اندوه های آن چشم فرو پوشید، پون از جدایی و دگرگونی های آن نیک آگاهید. (1032)

1038. تصاحب دنیا و آخرت با هم

الناس فی الدنیا عاملان: عامل عمل فی الدنیا للدنیا؛ قد شغلته دنیاه عن آخرته، یخشی علی من یخلفه الفقر و یأمنه علی نفسه فیفنی عمره فی منفعة غیره، و عامل عمل فی الدنیا لما بعدها، فجاءه الذی به من الدینا بغیر عمل، فأحرز الحظین معا، و ملک الدارین جمیعاً، فأصبح وجیها عند الله، لا یسال الله حاجة فیمنعه
مردم در دنیا دو گروه اند: گروهی تا ان جا برای دنیا عمل می کنند که دنیا آن ها را از آخرتشان باز می دارد که می ترسند بازماندگانشان فقیر گردند و خود را (از فقر معنوی اخروی) در امان می دانند، لذا عمر خود را برای سود دیگران تباه می کنند و گورهی دیگر در دنیا برای آخرت عمل می کنند، اما سهم آن ها از دنیا، بدون کار به آن ها می رسد، پس آن ها بهره دنیا و آخرت را با هم می برند و هر دو سرا را با هم تصاحب می کنند در درگاه خداوند آبرومند خواهند بود، در نتیجه هر حاجتی را از خدا بخواهند خداوند از آنهادریغ نیم دارد. (1033)

1039. کلید رنج و بلا

من اقتصر علی بلغة الکفاف فقد انتظم الراحة، و تبوا خفض الدعة و الرغبُ مفتاح النصب، و مطیة التعب
هر کسی که به اندزاه معاش اکتفا کند، به آسایش و راحتی دست یافته و وسعت و آرامش را به دست اورده است، دنیاپرستی کلید رنج و بلا و مرکب سختی است. (1034)