نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1018. دگرگونی احوال دنیا

فی صفة الدنیا - حالها انتقال، و وطاتها زلزال، و عزها ذل، وجدها هزل، و علوها سفل
در وصف دنیا می فرماید: دنیا کارش دگرگون شدن و جابه جایی است و جایگاهیش لرزان و عزتش خواری و کارهای حدی اش شوخی و بلندی اش پستی. (1013)

1019. سیری ناپذیری آزمند

أن الدنیا مشغلة عن غیرها، و لم یصب صاحبها منها شیئا الا فتحت له حرصا علیها، و لهجا بها و لن یستغنی صاحبها بما نال فیها عما لم یبلغه منها .
همانا دنیا آدمی را به کلی سرگرم خود می سازد و دنیاپرست به چیزی از آن نرسد، مگر آن که باب حرص و شیفتگی به آن بر رویش گشوده و به آن چه از این دنیا دست یافته بسنده نمی کند تا در پی چیزی که به دست نیامده است نرود. (1014)

1020. سرای رنج و فنا

ما اصف من دار أولها عناء و اخرها فناء! فی حلالها حساب، و فی حرامها عقاب
چه بگویم در وصف سرایی که آغازش رنج است و فرجامش نیستی! حلال آن حساب و کتاب دارد و حرامش کیفر. (1015)