نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1015. تجارت بی سود

لبئس المتجر أن تری الدنیا لنفسک ثمنا، و مما لک عند الله عوضا! .
تجارت بدی است که انسان دنیا را بهای خویشتن ببیند و به جای نعمت ها و رضایت پروردگار در آخرت، زندگی این جهان را برگزیند. (1010)

1016. ناپایداری دنیا

(یا بنی! اعلم) أن الدنیا لم تکن لتستقر الا علی ما جعلها الله علیه من النعماء، و الابتلاء و الجزاء فی المعدد أو ما شاء مما لا تعلم، فان أشکل علیک شی ء من ذلک فاحمله علی جهالتک، فنک اول ما خلقت به جاهلا ثم علمت
(ای فرزندم! بدان) دنیا پایدار نباشد جز بر پایه نعمت هایی که خداوند در آن مقرر داشته و یا بر بنیاد گرفتاری و پاداش در آخرت، و یا آن چه او بخواهد و تو نمی دانی، بنابراین اگر چیزی بر تو مشکل اید آن را بر نادانی خودحمل کن؛ زیرا تو در آن آغاز آفریدنت نادان بودی، سپس دانا شدی. (1011)

1017. شادمانی همراه اندوه

(الدنیا) سرورها مشوب بالحزن.
دنیا شادمانی اش، آمیخته با اندوه است. (1012)