نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1014. زندگی مذموم دنیا

دار بالبلاء محفوفة، و بالغدر معروفة.. أحوال مختلفة، و تارات متصرقة، العیش فیها مذموم، و الامان منها معدوم
دنیا سرایی است پیچیده در بلاها و به بی وفایی و خیانت معروف.. احوالش مختلف و حالاتش گذرا، زندگی در آن مذموم و امنیت در آن وجو ندارد. (1009)

1015. تجارت بی سود

لبئس المتجر أن تری الدنیا لنفسک ثمنا، و مما لک عند الله عوضا! .
تجارت بدی است که انسان دنیا را بهای خویشتن ببیند و به جای نعمت ها و رضایت پروردگار در آخرت، زندگی این جهان را برگزیند. (1010)

1016. ناپایداری دنیا

(یا بنی! اعلم) أن الدنیا لم تکن لتستقر الا علی ما جعلها الله علیه من النعماء، و الابتلاء و الجزاء فی المعدد أو ما شاء مما لا تعلم، فان أشکل علیک شی ء من ذلک فاحمله علی جهالتک، فنک اول ما خلقت به جاهلا ثم علمت
(ای فرزندم! بدان) دنیا پایدار نباشد جز بر پایه نعمت هایی که خداوند در آن مقرر داشته و یا بر بنیاد گرفتاری و پاداش در آخرت، و یا آن چه او بخواهد و تو نمی دانی، بنابراین اگر چیزی بر تو مشکل اید آن را بر نادانی خودحمل کن؛ زیرا تو در آن آغاز آفریدنت نادان بودی، سپس دانا شدی. (1011)