نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1012. لذت سیری ناپذیر

علموا! أنه لیس من شی ء الا و یکاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاة فانه لا یجد فی الموت راحة. و انما ذلک بمنزلة الحکمة التی هی حیاة للقلب المیت، و بصر للعین العمیاء. و سمع للاذن الصماء، و ری للظلمان، و فیها الغنی کله و السلامة
بدانید که هیچ چیز نیست مگر این که دارنده اش از آن سیر و دلزده می شود، به جز زندگی، زیرا او (شخص دنیا پرست) در مرگ آسایشی برای خود نمی یابد و آن به منزله حکمت است، حکمتی که موجب حیات دل مرده و بینایی چشم کور و شنوایی گوش کر و سیرابی شخص تشنه می باشد و بی نیازی کامل و سلامت در آن است. (1007)

1013. فریبندگی دنیا

مثل من اغتربها کمثل قوم کانوا بمنزل خصیب فنبا بهم ألی منزل جدیب، فلیس شی ء أکره الیهم و لا أفظع عندهم من مفارقة ما کانوا فیه ألی ما یهجمون علیه، و یصیرون ألیه
حکایت کسی که فریفته این جهان شده، حکایت گروهی است که در منزلی پر نعمت و سرسبز باشند و نخواهند به منزلی خشک و قحطی زده روند. برای اینان چیزی ناخوش تر و سخت تر از این نیست که از جای خرم و پر نعمت خود جدا شوند و ناگهان به جایی آن چنان بی نعمت و خشک فرو آیند. (1008)

1014. زندگی مذموم دنیا

دار بالبلاء محفوفة، و بالغدر معروفة.. أحوال مختلفة، و تارات متصرقة، العیش فیها مذموم، و الامان منها معدوم
دنیا سرایی است پیچیده در بلاها و به بی وفایی و خیانت معروف.. احوالش مختلف و حالاتش گذرا، زندگی در آن مذموم و امنیت در آن وجو ندارد. (1009)