نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

1001. عزت ناپایدار دنیا

أوصیکم بالرفض لهذه الدنیا التارکة لکم، و أن لم تحبوا ترکها... فلا تنافسوا فی عز الدنیا و فخرها... فأن عزها و فخرها ألی انقطاع
شما ره به رها کردن این دنیا توصیه می کنم، دنیایی که شما را رها می کند هر چند رها کردن آن را دوست نداشته باشید... پس، در عزت دنیا و افتخارات ان رقابت نکنید، زیرا عزت و افتخارات دنیا از بین رفتنی است. (996)

1002. مشمولین رحمت حق

رحم الله امرا سمع حکما فوعی... اغتنم المهمل، و بادر الاجل، و تزود من العمل
رحمت خدا بر آن کس (بنده ای) که سخن حکیمانه ای را شنید و پذیرا شد،... مهلت عمر را غنیمت شمرد و بر مرگ پیشی گرفت و از عمل توشه بر گرفت. (997)

1003. دنیا را برنگزین!

ألستم فی مساکن من کان قبلکم أطول أعمارا، و ابقی آثارا... ثم ظعنوا عنها بغیر زاد مبلغ و لا ظهر قاطع. فهل بلغکم أن الدنیا سخت لهم نفسا بفدیة... و هل زودتهم الا السغب.. أفهذه توثرون
آیا شما در جاهای همان کسانی نیستنید که پیش از شما بودند و عمرشان درازتر و آثارشان پاینده تر... بود و سپس بی هیچ توشه ای که آن ها را به مقصد رساند و بی هیچ مرکبی که راه را درنورد کوچ کردند؟آیا شنیده اید که دنیا خود را فدای آنان کند؟... ؤ آیا جز گرسنگی توشه ای به آنان داد؟... آیا چنین دنیایی را بر می گزینید؟(998)