نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

997. دنیا فانی است

أن الدنیا منقطعه عنک، و الاخرة قریبة منک
همانا دنیا از تو جدا شدنی و آخرت به تو نزدیک است. (992)

998. فریب دنیا را مخورید!

اولی الابصار و الاسماع، و العافیة، و المتاع، هل من مناص او خلاص، أن معاذ أو ملاذ، أو فرار أو محار، أم لا؟! (فانی تؤفکون) أم أین تصرفون؟! أم بماذا تغترون!؟
هان! ای صاحبان دیدگان بینا گوش های شنوا و ای برخورداران از تندرستی و مال و متاع! آیا جای گریزی یا راه نجاتی یا پناهگاهی یا تکیه گاهی یا راه فراری و یا طریق بازگشتی هست یا نیست؟ پس، به کجا باز می گردید؟یا کجا می روید؟یا فریب چه چیز را می خورید؟(993)

999. سرای گذر

أیها الناس! انما الدنیادار مجاز و الاخرةدار قرار، فخذوا من ممرکم لمقرکم
ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت جای ماندن، پس از گذرگاه خود برای جای باش خود (توشه) برگیرید. (994)