نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

994. یکی بودن خداوند مرگ و زندگی

من وصایاه لا بنه الحسن علیه السلام -: و اعلم أن مالک الموت هو مالک الحیاة، و أن الخالق هو الممیت، و أن المفنی هو المعید
امیرمؤمنان علیه السلام در سفارش به فرزند بزرگوارش حسن علیه السلام می فرماید: بدان که خداوند مرگ، همان خداوند زندگی است و آن که می آفریند، هموست که می میراند و آن که نابود می کند همو که باز می گرداند. (989)

995. کارهای بیهوده

من الغناء أن المرء یجمع ما لا یأکل، و یبنی ما لا یسکن، ثم یخرج الی الله تعالی لا مالا حمل، و لا بناء نقل
یکی از رنج ها این است که انسان چیزی را فراهم آورد که نمی خورد و بنایی بسازد که در آن سکونت نمی کند و سپس به جانب خدای تعالی می رود در حالی که نه مالی با خود می برد و نه ساختمانی منتقل می کند! (990)

996. خسر الدنیا و الاخرة

فانظر یا شریح! لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، أو نقدت الثمن من غیر حلالک! فاذا أنت قد خسرت دار الدنیا ودار الاخرة!
امام علی علیه السلام خطاب به قاضی خود، شریح بن حارث فرمود: توجه کن ای شریح! مبادا این خانه را جز از مال خودت خریده باشی یا بهای آن را جز از مال حلال داده باشی، در غیر این صورت هم در دنیا و هم در سرای آخرت زیان کرده ای (991)