نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

990. برای آخرت آفریده شده ای نه دنیا

فی وصیته للحسن علیه السلام -: و اعلم یا بنی! أنک أنما خلقت للاخرة لا للدنیا و للفناء لا للبقاء و للموت لا للحیاة، و أنک فی قلعة ودار بلغة و طریق ألی الاخرة و أنک طرید الموت الذی لا ینجو منه هاربه، ولا یفوته طالبه، و لا بد أنه مدرکه
از سفارش امام علی علیه السلام به فرزندش حضرت حسن علیه السلام بدان پسرم! تو برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا، برای فنا نه برای بقا، برای مردن نه برای زیستن، تو در منزل کوچ هستی که رهگذری است به سوی آخرت. به راستی که مرگ در پی توست و فرار کننده از مرگ را رهایی نیست و از دست جوینده خود ره در نمی رود و سرانجام او را می گیرد. (985)

991. اندازه هر چیز

جعل لک شی ء قدرا، و لکل قدر أجلا، و لک أجل کتاباً
(خداوند متعال) برای هر چیزی اندازه ای و برای اندازه ای پایانی و برای هر پایانی، حساب و کتابی قرار داده است. (986)

992. دنیا انسان را غافل می کند.

کأنکم من الموت فی غمرة، و من الذهول فی سکرة
گویی در حال احتضار هستید و گویی در اثر غفلت، از خود بی خود می باشید. (987)