نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

983. فقر زیرکان

الفقر یخرس الفطن عن حجته، و المقل غریب فی بلدته
فقر، زیرک را از بیان دلیل خود باز می دارد و بیچاره در شهر خود غریب است. (978)

984. او فقیر نیست!

لا یقع اسم الا ستصعاف علی من الحجة فسمعتها أذنه و وعاها قلبه .عنوان استضعاف (قصور حجت شناسی) بر کسی که حجت به او رسیده و گوشش آن را شنیده و قلبش آن را دریافته است صدق نمی کند. (979)

985. نیازمندی بلاست!

ألا و أن من البلاء الفاقة، و أشد من الفاقة مرض البدن، و أشد من مرض آلبدن مرض القلب
آگاه باشید! نیازمندی بلاست و سخت تر از ان بیماری تن است و از آن بدتر بیماری قلب است. (980)