نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

982.باعث بی دینی

عنه علیه السلام لابنه محمد بن الحنفیة -: یا بنی! أنی أخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه، فان الفقر منقصة للدین! مدهشة للعقل، داعیة للمقت .
به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: فرزند عزیزم! برای تو از فقر می ترسم، زیرا فقر عامل کاهش دین است و عقل را به دهشت می اندازد و باعث دشمنی می گردد. (977)

983. فقر زیرکان

الفقر یخرس الفطن عن حجته، و المقل غریب فی بلدته
فقر، زیرک را از بیان دلیل خود باز می دارد و بیچاره در شهر خود غریب است. (978)

984. او فقیر نیست!

لا یقع اسم الا ستصعاف علی من الحجة فسمعتها أذنه و وعاها قلبه .عنوان استضعاف (قصور حجت شناسی) بر کسی که حجت به او رسیده و گوشش آن را شنیده و قلبش آن را دریافته است صدق نمی کند. (979)