نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

956. پند گوی پندناپذیر

لا تکن ممن... یبالغ فی الموعظه و لا یتعظ؛ فهو بالقول مدل، و من العمل مقل، ینافس فیما یفنی، و یسامح فیما یبقی، یری الغنم مغرما و الغرم مغنماً
از مردمی مباش که در پند دادن به مردم زیاده روی می کند، ولی خود پندی را نمی پذیرد او در گفتار بسیار گو و در عمل اندک کردار است. درباره آنچه که فانی است به رقابت می پردازد و درباره آنچه پایدار است سهل انگار است، غنیمت را ضرر و ضرر را غنیمت حساب می کند. (951)

957. پرده غرور

بینکم و بن الموعظة حجاب من الغرة
میان شما و موعظه پرده ای است از غروز و غفلت. (952)

958. ناشنوای حقیقی

دعیتم ألی الامر الواضح. فلا یصم عن ذلک الا اصم، و لا یعمی عن ذلک الا أعمی
شما به یک امر روشن دعوت شده اید، پس ناشنوای حقیقی کسی است که ان نصایح را نشنود و نابینای واقعی کسی است که خود را از بینایی به آن حقایق تجربه شده و نصایح محروم بسازد. (953)