نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

954. نگرش مؤمن به دنیا

أنما ینظر المؤمن الی الدنیا بعین الاعتبار، و یقتات منها ببطن الاضطرار، و یسمع فیها بأذن المقت و الابغاض
مؤمن به دنیا تنها به دیده عبرت می نگر و از روی ناچاری از آن قوت خود را بر می گیرد و با گوش خشم و نفرت به آن گوش می دهد. (949)

955. تعلیم خردمند

فی وصیته لابنه الحسن علیه السلام -: لا تکونن ممن لا تنفعه العظة الا اذا بالغت فی ایلامه، فان العاقل یتعظ بالاداب، و البهائم لا تتعظ الا بالضرب .
در وصیت به پسرش حسن بن علی علیه السلام می فرمایند: هرگز از آن مردم مباش که پند به او سودی نمی دهد، مگر این که او را شدیداً به درد بیارود؛ زیرا خردمند با تعلیم و تربیت های سازنده پند می گیرد، در صورتی که حیوانات با زدن پند می پذیرند. (950)

956. پند گوی پندناپذیر

لا تکن ممن... یبالغ فی الموعظه و لا یتعظ؛ فهو بالقول مدل، و من العمل مقل، ینافس فیما یفنی، و یسامح فیما یبقی، یری الغنم مغرما و الغرم مغنماً
از مردمی مباش که در پند دادن به مردم زیاده روی می کند، ولی خود پندی را نمی پذیرد او در گفتار بسیار گو و در عمل اندک کردار است. درباره آنچه که فانی است به رقابت می پردازد و درباره آنچه پایدار است سهل انگار است، غنیمت را ضرر و ضرر را غنیمت حساب می کند. (951)