نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

932. سودمندترین داستان

تدبروا أحوال الماضین من المومنین قبلکم، کیف کانوا فی حال التمحیص و البلاء... فانظروا کیف کانوا حیث کانت الاملاء مجتمعة، و الاهواء موتلقة.. فانظروا ألی ما صاروا ألیه فی آخر أموارهم حین وقعت الفرقة، و تشتتت الالفة، و اختلفت الکلمة و الافئدة و تشعبوا مختلفین، و تقرموا متحازبین، قد خلع الله عنهم لباس کرامته، و سلبهم غضارة نعمته و بقی قصص أخبارهم فیکم عبراً للمعتبرین
بیاندیشید در حالات مردمان با ایمان که پیش از شما از این دنیا گذشته اند که چگونه زندگی را در حال تصیفه و ابتلاء سپری کردند، پس بنگرید و به وضع آنان تا آنگاه که مردمشان اجتماع داشتند و تمایلاتشان با هم بود. حال بنگرید به سرنوشت آنان در آخرکارشان. در آن هنگام که جدایی میان آنان افتاد و انس و الفت به پراکندگی تبدیل گشت و اختلاف کلمه و اختلاف دل ها وارد جمع آنان گشت و در نتیجه به تیره های مختلف تقسیم شدند و در حال ستیزه گری با یکدیگر پراکنده شدند، خداوند لباس کرامتش را از پیکرشان بیرون آورد و طروات و فراوانی نعمتش را از آنان سلب نمود. حال داستان های اخبار آنان در میان شما برای عبرت گیری انسان های پندآموز مانده است. (927)

933. رحمت خدا بر عبرت گیران

رحم الله امراً تفکر فاعتبر، و اعتبر فابصر
رحمت خدا بر آن کس که اندیشید و عبرت آموخت و پند گرفت و بینش یافت. (928)

934. عبرت گرفتن از گذشتگان

أن لکم فی القرون السالفة لعبرة! أین العمالقمه و أبناه العمالقة! أین الفراعنة و أبناء الفراعنة! أین اصحاب مدائن الرس الذین قتلوا النبیین، و أطفاوا سنن المرسلین، و أحیوا سنن الجبارین!
ای مردم! عبرت گیری و تجربه از قرون گذشته بر شما است کجا رفتند عمالقه و فرزندان عمالقه! کجا هستند گردانندگان شهرهای رس که پیامبران را کشتند و سنت های پیامبران را خاموش و بدعت های جباران را زنده ساختند. (929)