نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

930. گردن در گرو سخن

ذمتی بما أقول رهینة و أنا به زعیم. أن من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تقحم الشبهات
ذمه و پیمان من در گرو آن چیزی است که می گویم و من صدق گفتار و حق بودن آن را بر عهده می گیرم، همانا کسی که امور عبرت آور و پندآموز از قبیل عقوبت ها و کیفرهایی که به مردمانی که در برابر روی او قرار داشته اند فرود آمده و در نتیجه آن به خاک مذلت نشسته اند (این امور) برای او روشن ساخته باشد که ان عقوبت ها و کیفرها در نتیجه ستمگری و ارتکاب اعمال زشت بوده روح پرهیزگاری (که در اثر عبرت آموزی در وی پدید می آید) از هجوم آوردن امور شبهه ناک به طرف او جلوگیری می کند. (925)

931. مواعظ امیر

فی ذم أصحابه: أتلو علیکم الحکم فتفرون منها، و أعظکم بالموعظة البالغة فتقرقون عنها، و أحثکم علی جهاد أهل البغی فما آتی علی اخر قولی حتی أراکم متفرقین أیادی سبا ترجعون ألی مجالسکم
درباره اصحاب خود فرمودند: حکمت ها را برای شما می خوانم از آنها می گریزید! و با پند رسا شما را موعظه می نمایم (بدون این که در شما تأثیر کند) هر یک راه خود را می گیرید و پراکنده می شوید و شما را برای جهاد با طغیانگران تحریک می کنم، شما را می بینم که سخنم به پایان نرسیده، مانند فرزندان سبأ پراکنده می شوید و به مجالس خود بر می گردید. (926)

932. سودمندترین داستان

تدبروا أحوال الماضین من المومنین قبلکم، کیف کانوا فی حال التمحیص و البلاء... فانظروا کیف کانوا حیث کانت الاملاء مجتمعة، و الاهواء موتلقة.. فانظروا ألی ما صاروا ألیه فی آخر أموارهم حین وقعت الفرقة، و تشتتت الالفة، و اختلفت الکلمة و الافئدة و تشعبوا مختلفین، و تقرموا متحازبین، قد خلع الله عنهم لباس کرامته، و سلبهم غضارة نعمته و بقی قصص أخبارهم فیکم عبراً للمعتبرین
بیاندیشید در حالات مردمان با ایمان که پیش از شما از این دنیا گذشته اند که چگونه زندگی را در حال تصیفه و ابتلاء سپری کردند، پس بنگرید و به وضع آنان تا آنگاه که مردمشان اجتماع داشتند و تمایلاتشان با هم بود. حال بنگرید به سرنوشت آنان در آخرکارشان. در آن هنگام که جدایی میان آنان افتاد و انس و الفت به پراکندگی تبدیل گشت و اختلاف کلمه و اختلاف دل ها وارد جمع آنان گشت و در نتیجه به تیره های مختلف تقسیم شدند و در حال ستیزه گری با یکدیگر پراکنده شدند، خداوند لباس کرامتش را از پیکرشان بیرون آورد و طروات و فراوانی نعمتش را از آنان سلب نمود. حال داستان های اخبار آنان در میان شما برای عبرت گیری انسان های پندآموز مانده است. (927)