نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

929. چشم بینا و گوش شنوا داشته باشید!

لقد بصرتم أن أبصرتم، و أسمعتم أن سمعتم
اگر شما می خواستید دیده بگشایید و واقعیات را ببینید وسایل بینایی در اختیار شما گذاشته شده است و اگر می خواستید گوش باز کنید و واقعیات را بشنوید، شنیدنی هایی که واقعیات را با گوش شما آشنا بسازد طنین انداز گشته است. (924)

930. گردن در گرو سخن

ذمتی بما أقول رهینة و أنا به زعیم. أن من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تقحم الشبهات
ذمه و پیمان من در گرو آن چیزی است که می گویم و من صدق گفتار و حق بودن آن را بر عهده می گیرم، همانا کسی که امور عبرت آور و پندآموز از قبیل عقوبت ها و کیفرهایی که به مردمانی که در برابر روی او قرار داشته اند فرود آمده و در نتیجه آن به خاک مذلت نشسته اند (این امور) برای او روشن ساخته باشد که ان عقوبت ها و کیفرها در نتیجه ستمگری و ارتکاب اعمال زشت بوده روح پرهیزگاری (که در اثر عبرت آموزی در وی پدید می آید) از هجوم آوردن امور شبهه ناک به طرف او جلوگیری می کند. (925)

931. مواعظ امیر

فی ذم أصحابه: أتلو علیکم الحکم فتفرون منها، و أعظکم بالموعظة البالغة فتقرقون عنها، و أحثکم علی جهاد أهل البغی فما آتی علی اخر قولی حتی أراکم متفرقین أیادی سبا ترجعون ألی مجالسکم
درباره اصحاب خود فرمودند: حکمت ها را برای شما می خوانم از آنها می گریزید! و با پند رسا شما را موعظه می نمایم (بدون این که در شما تأثیر کند) هر یک راه خود را می گیرید و پراکنده می شوید و شما را برای جهاد با طغیانگران تحریک می کنم، شما را می بینم که سخنم به پایان نرسیده، مانند فرزندان سبأ پراکنده می شوید و به مجالس خود بر می گردید. (926)