نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

909. منفورترین خلق نزد خدا

أن أبغض الخلائق ألی الله رجلان: رجل و کله الله الی نفسه، فهو جائر عن قصد السبیل، مشغوف بکلام بدعة، و دعاء ضلالة، و فهو فتتنة لمن افتتن به
منفورترین خلق نزد خدا دو نفرند: یکی ان که خداوند او را به خودش واگذاشته است. چنین کسی از راه راست منحرف می شود و شیفته گفتار بدعت آمیز و دعوت گمراهی کسی است که فریفته او می شود. (904)

910. سود آزمایشات الهی

من لم ینفعه الله بالبلاء و التجارب لم ینتقع بشی ء من العظة
آن که خداوند او را با گرفتاری ها و آزمایشات سود نرساند، از هیچ پند و اندرزی سود نخواهد برد.(905)

911. پاداش در برابر عمل نیکو

من کتابه ألی زیاد -: أترجو أن یعطیک الله أجر المتواضعین و أنت عنده من المتکبرین و تطمع - و أنت متمرغ فی النعیم تمنعه الضعیف و ألارملة - أن یوجب لک ثواب المتصدقین! و انما المرء مجزی بما أسلف، و قادم علی ما قدم
در نامه خود به زیاد: آیا در حالی که نزد خداوند از متکبرانی، امید داری که پاداش فروتنان را به تو دهد؟ و در حالی که در نعمت ها غوطه وری و آن ها را از مستمدان و بیوه زنان دریغ می دای، چشم طمع به ثواب صدقه دهندگان دوخته ای! همانا آدمی در برابر کارهایی که پیشاپیش فرستاده است پاداش می بیند و نزد آنچه فرستاده است می رود. (906)