نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

902. اثرات بزرگ جلوه کردن خدا

أن من حق من عظم جلال الله سبحانه فی نفسه، و جل موضعه من قلبه، أن یصغر عنده - لعظم ذلک - کل ماسواه و أن أحق من کان کذلک لمن عظمت نعمة الله علیه، و لطف أحسانه ألیه فانه لم تعظم نعمة الله علی أحد ألا از داد حق الله علیه عظما
قطعی است برای کسی که جلال خداوند سبحان در جان او و موقعیت آن مقام ربوبی در دلش بزرگ باشد سزاوار است که هر چه جز خداوند بزرگ است نزد وی در مقابل عظمت ربوبی کوچک باشد و سزاوارترین مردم برای چنین موصفی به طور حتم کسی است که نعمت خداوندی برای او بزرگ و احسان او برای آن کسی لطیف است. زیرا نعمت خداوندی بر هیچ کس با عظمت ندشه است مگر این که بر بزرگی حق او بر آن شخص افزوده است. (897)

903. فزونی نعمت

لم تعظم نعمة الله علی احد الا از داد حق لله علیه عظما
نعمت خداوند بر کسی افزایش نیافت مگر آن که حق خدا (بر او) زیادتر گردد. (898)

904. هراس در حال نعمت

أیها الناس! لیرکم الله من النعمة وجلین، کما یراکم من النقمة فرقین أنه من وسع علیه فی ذات یده فم یر ذلک استدرا جا فقد أمن مخوفا، و من ضیق علیه فی ذات یده فم یر ذلک اختبار فقد ضیع مأمولا
ای مردم! خدا شما را هنگام نعمت در حال هراس ببیند (که مبادا کفران نعمت کنید) همان گونه که شما را در حال عذاب، از تلخی آن گریزان می بیند، حقیقت این است که کسی که در کارهای او و آن چه که در اختیارش قرار گرفته گشایشی پدیدآید و آن را استدراج (رها کردن به حال خویشتن) نداند، خود را از چیز وحشتناکی در امان احساس نموده است و هر کس در تنگنای زندگی قرار بگیرد و آن را آزمایش نداند، پاداشی را که امید آن می رفت ضایع نموده است. (899)