نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

900. عامل زائل شدن نعمت

ما کان قوم قط فی غض نعمة من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجتر حوها، لان الله لیس بظلام للعبید
هیچ قومی دارای فراوانی نعمت و طراوت عیش نبوده که خداوند آن را از دست آن قوم بگیرد مگر به واسطه گناهانی که مرتکب گشتند؛ زیرا خداوند سبحان هیچ ستمی بر بندگان روا نمی دارد. (895)

901. سرگشتگان حیرتکده دنیا

سلکت بهم الدنیا طریق العمی، و أخذت بأبصار هم عن منار الهدی، فتاهوا فی حیرتها، و غرقوا فی نعمتها، و اتخذوها ربا
دنیا آنان را در راه تاریک و کور کننده به حرکت درآورده و چشمانشان را از کانون نور هدایت برگرفت، پس در حیرتکده گم گشتند و در نعمت آن غرق شدند و دنیا را برای خود اتخاذ کردند. (896)

902. اثرات بزرگ جلوه کردن خدا

أن من حق من عظم جلال الله سبحانه فی نفسه، و جل موضعه من قلبه، أن یصغر عنده - لعظم ذلک - کل ماسواه و أن أحق من کان کذلک لمن عظمت نعمة الله علیه، و لطف أحسانه ألیه فانه لم تعظم نعمة الله علی أحد ألا از داد حق الله علیه عظما
قطعی است برای کسی که جلال خداوند سبحان در جان او و موقعیت آن مقام ربوبی در دلش بزرگ باشد سزاوار است که هر چه جز خداوند بزرگ است نزد وی در مقابل عظمت ربوبی کوچک باشد و سزاوارترین مردم برای چنین موصفی به طور حتم کسی است که نعمت خداوندی برای او بزرگ و احسان او برای آن کسی لطیف است. زیرا نعمت خداوندی بر هیچ کس با عظمت ندشه است مگر این که بر بزرگی حق او بر آن شخص افزوده است. (897)