نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

864. روزی مقدر

یا بن آدم! الرزق رزقان: رزق تطبه. و رزق یطلبک، فان لم تاته أتاک. فلا تحمل هم سننت علی هو یومک! کفاک کل یوم علی ما فیه؛ فان تکن السنة من عمرک فان الله تعالی سیوتیک فی کل غد جدید ما قسم لک؛ و أن لم تکم السنة من عمرک فما تصنع بالهم فیما لیس لک؛ و لن یسبقک ألی رزقک طالب، و لن یغلبک علیه غالب، و لن یبطی عنک ما قد قدر لک
ای فرزند آدم! روزی دو نوع است: یکی روزی که تو در جستجوی آن هستی و دیگر آن که او در جستجوی توست که اگر به دنبال آن نروی او به سراغت خواهد آمد.
بنابراین غصه سال را بر اندوه امروز اضافه مکن؛ زیرا برای تو اندوه همان روزی که در آن هستی، کافی است. پس اگر سال آینده جزء عمرت باشد، خداوند هر روز تازه، روزی تازه می دهد و اگر جزء عمرت نباشد، پس چرا غم و اندوه چیزی را بخوری که مربوط به تو نیست. (اگاه باش) که کسی پیش از تو به روزی تو نخواهد رسید و آن را از دست تو بیرون نتواند آورد، و آن چه برایت مقدر شده هرگز تأخیر نخواهد افتاد. (859)

865. روزی مقرر است.

أنک لست بسابق أجلک، و لا مرزوق ما لیس لک
به راستی مرگ تو ازمدت معلوم و مقرر جلو نخواهد افتاد و آن چه از روزی که برای تو مقرر نشده به تو نخواهد رسید. (860)

866. راه زیاد شدن روزی

استنزلوا الرزق بالصدقة.
روزی را با دادن صدقه فرود آورید. (861)