نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

856. ضمانت روزی مورچه

أنظروا ألی النملة فی صغر جثتها و لطافة هیئتها، لا تکاد تنال بلحظ البصر... مکفول برزقها، مرزوقه بوفقها، لا یغفلها المنان، و لا یحرمها الدیان، ولو فی الصفا الیابست و الحجر الجامس!
به این مورچه بنگرید که با آن همه کوچکی و ظرافت اندام که تقریباً به چشم نمی آید... روزی اش تضمین شده و به فراخور حالش روزی او می رسد؛ خداوند منان و بخشنده از او غافل نیتس و پروردگار جزادهنده او را نیز محروم نساخته است. اگر چه در دل تخته سنگی سیاه و خشک و یا در میان صخره ای سخت باشد. (851)

857. غم روزی مخور!

یابن آدم! لا تحمل هم یومک الذی لم یأتک علی یومک الذی قد أتاک؛ فانه أن یک من عمرک یأت الله فیه برزقک
ای پسرم آدم! غصه رزق آن روزی که نیامده بر آن روزی که آمده، اضافه نکن؛ چرا که اگر عمرت باشد روزی ات را خداوند در آن روز خواهد داد و (و اگر نباشد چرا اندوه خوری؟). (852)

858. روزی همانند قطرات باران است!

أن الامر ینزل من السماء ألی الارض کقطرات المطر الی کل نفس بما قسم لها من زیادة أو نقصان، فان رأی أحد کم لا خیه غفیرة فی أهلا أو مال أو نفس تکونن له فتنة
همانا بهره هر کسی، همچون قطره های باران که از آسمان به زمین فرود می آید، به هر کس کم و بیش آن چه سهم او است می رسد. پس، اگر یکی از شما در خانواده یا مال با وجود برادرش اندک فزونی دید، نباید مایه فتنه او شود. (853)