نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

849. میانه روی در طلب روزی

خذ من الدنیا ما أتاک، و تول عما تولی عنک، فان أنت لم تفعل فأجمل فی الطب
از دنیا آن چه به تو رسد برگیر و آن چه را به تو پشت کرده است رها کن، و اگر چنین نمی کنی دست کم در طلب دنیا راه اعتدال بپوی. (844)

850. روزی و خداشناسی

أیها المخلوق اسوی! و المنشأ المرعی فی ظلمات الارحام، و مضاعفات لاستار. بدئت من سلالد من طین تو وضعت فی قرار مکین، الی قدر معلوم، و أجل مقسوم. تمور فی بطن أمک جنینا لا تحیر دعاء و لا تسمع نداء؟! ثم أخرجت من مقرک ألی دار لم تشهدها، و لم تعرف سبل منافعها. فمن هداک لا جترار الغذاء من ثدی أمک؟و عرفک عند الحاجة مواضع طلبک و أرادتک؟!
ای انسانی که در کمال اعتدال و تناسب آفریده شده ای و در تاریکی های زهدان ها و پرده های تو در تو شکل گرفته و پرورده شده ای! آفرینشت از عصاره گل آغاز شد و در جایگاهی آرام و امن (زهدان مادر) تا زمانی مشخص و مهلتی تعیین شده نهاده و نه آوازی را می شنوی. آن گاه از قرارگاه خود به سرای بیرون آورده شدی که آن را ندیده ای و راه های کسب سود و منافع آن را نمی دانی. چه کسی تو را به مکیدن شیر از پستان مادرت راهنمایی کرد؟و چه کسی جایگاه های طلب و خواستن را به تو آموخت!؟(845)

851. راضی به روزی خدا

من رضیی برزق الله لم یحزن علی مافاته
کسی که به آن چه خدا روزی اش قرار داده راضی شود، بر آن چه از دست داده غمناک نشود. (846)