نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

848. ورودی مرگ و روزی

قیل له علیه السلام: لو سد علی رجل باب بیته و ترک فیه، من أین کان یأیته رزقه؟فقال علیه السلام: من حیث یأتیه أجله
به امام علی علیه السلام عرض شد: اگر در خانه کسی را به رویش ببندند و تنها رهایش کنند، روزی اش از کجا به او می رسد؟فرمود: از همان جا که مرگش می رسد. (843)

849. میانه روی در طلب روزی

خذ من الدنیا ما أتاک، و تول عما تولی عنک، فان أنت لم تفعل فأجمل فی الطب
از دنیا آن چه به تو رسد برگیر و آن چه را به تو پشت کرده است رها کن، و اگر چنین نمی کنی دست کم در طلب دنیا راه اعتدال بپوی. (844)

850. روزی و خداشناسی

أیها المخلوق اسوی! و المنشأ المرعی فی ظلمات الارحام، و مضاعفات لاستار. بدئت من سلالد من طین تو وضعت فی قرار مکین، الی قدر معلوم، و أجل مقسوم. تمور فی بطن أمک جنینا لا تحیر دعاء و لا تسمع نداء؟! ثم أخرجت من مقرک ألی دار لم تشهدها، و لم تعرف سبل منافعها. فمن هداک لا جترار الغذاء من ثدی أمک؟و عرفک عند الحاجة مواضع طلبک و أرادتک؟!
ای انسانی که در کمال اعتدال و تناسب آفریده شده ای و در تاریکی های زهدان ها و پرده های تو در تو شکل گرفته و پرورده شده ای! آفرینشت از عصاره گل آغاز شد و در جایگاهی آرام و امن (زهدان مادر) تا زمانی مشخص و مهلتی تعیین شده نهاده و نه آوازی را می شنوی. آن گاه از قرارگاه خود به سرای بیرون آورده شدی که آن را ندیده ای و راه های کسب سود و منافع آن را نمی دانی. چه کسی تو را به مکیدن شیر از پستان مادرت راهنمایی کرد؟و چه کسی جایگاه های طلب و خواستن را به تو آموخت!؟(845)